أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )
117
تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )
سبب مىشود كه آب آن تنك باشد و حركت در آن به روانى صورتپذير باشد . و امّا درياى محيط در سوى مغرب - كه بيشترين آب همان است - پاياب فراوان دارد ، و در بيشتر جاها گودى آن اندك و آب آن چگال و همان « چشمهء گلآلود » « 1 » است ، و بههمين جهت پيش رفتن در آن دشوار است و گذرگاههاى آن شناخته نيست . و بههمين سبب بود كه هرقل ( هركول ) جبّار نشانهها و ستونهاى خود را در آن روبهروى اندلس نهاد تا روندگان در دريا از آنها آنسوتر نروند ، و چنان است كه گويى جايگاه اين نشانهها نخست بر خشكى بوده و سپس ، به سببهايى كه ياد كرديم يا سببى همانند آنها ، همه را آب فراگرفته است . و يكى از دانشوران در نامهاى كه به حمزة بن حسن اصفهانى دربارهء شگفتيهايى نوشته بوده است كه در مغرب ديده ، چنين ياد كرده است كه سوار بر كشتى از زقاق ، يعنى تنگهاى كه درياى شام را به درياى محيط مىپيوندد گذشته ، و در جايى كه دو كرانه از سوى اندلس و از سوى سرزمين طنجه و سوس اقصى « 1 » آشكار بوده ، به آب نگريسته و در ژرفناى آن پلى از سنگها كه بهصورت طاق بسته شده بوده ديده است ؛ يكى از كسانى كه در آنجا بودند گفته بود كه اين طاقها ساختهء اسكندر است ، و اندلسيان در جواب او گفته بودند : « لعنت بر اسكندر ! مگر او به سرزمين ما دست يافته بود تا بتواند چنين كند ؟ اين از ساختههاى هرقل باستانى است » . و گمان ندارم كه گذرگاه هرقليس ( هراكليس ) كه در كتاب جاوغرافيا آمده چيزى جز اين باشد . و شك نيست كه پل بيرون از آب بوده و آن را براى آمد و شد ساخته بودهاند و چون آب برآمده آن را فروگرفته است . و امّا درياى محيط در سوى شرق ، تاريكى فراوان دارد و ايستاده است و كشتى
--> ( 1 ) - اشاره است به آيهء 86 از سورهء كهف : « حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ . . . - [ تا چون [ ذو القرنين ] بهجاى فرو شدن خورشيد رسيد ، آن را ديد كه در چشمهاى گلآلود فرو مىشود ] .